واژه‌ها و اصطلاحاتی به عنوان اصول اولیه هنری وجود دارند که برای بیان ساختار و ارتباط بین عناصر بصری مختلف مورد استفاده قرار می‌گیرد که به آنها عنوان “مفاهیم اولیه بصری” می‌‌توان اطلاق کرد. این اصول اولیه در طراحی گرافیک و هنرهای تجسمی دیگر بسیار پرکاربرد هستند که توجه و رعایت آن‌ها می‌تواند نتایج بسیار مطلوبی را به همراه داشته باشد.

مفاهیم اولیه بصری شامل تناسب، تعادل و توازن، تقارن، سلسله مراتب، تضاد، تکرار، ریتم و حرکت می‌شود. البته توجه داشته باشید عنوان «مفاهیم اولیه بصری» چیزی هست که من در اینجا از آن استفاده می‌کنم و به طور کلی عنوانی نیست که اتفاق نظر روی آن وجود داشته باشد. آشنایی و رعایت این مفاهیم بصری بنظرم امری لازم است، چون در بسیاری از موارد استفاده از این اصول می‌تواند ساختاری اصولی و تاثیرگذاری را به همراه داشته باشد، همچنین در بسیاری از موارد می‌تواند اجرای پروژه‌های‌تان را سریع‌تر و بهتر پیش ببرد.

این اصول و مفاهیم بصری را به خوبی یاد بگیرید و سعی کنید متناسب با آثار خود یکی از این موارد را به کار ببرید، مطمئن باشید نتیجه خوبی بدست میارید.

آشنایی با مفاهیم اولیه بصری

تناسب (Proportion)

اولین و پرکاربردترین مفهومی که در هنرهای تجسمی از آن استفاده می‌شود، تناسب است که به دلیل ایجاد زیبایی بصری از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. تناسب کیفیت رابطه میان عناصر بصری مختلف در فضای مشخصی را مورد سنجش قرار می‌دهد، به این صورت که در بررسی متناسب بودن یک اثر به ارتباط بصری عناصر موجود از نظر نوع، وزن، حجم، چیدمان، ساختار، فضا و موارد دیگر پرداخته می‌شود.

ما همیشه دانسته یا نداسته به نوعی به دنبال ایجاد ارتباط و بررسی متناسب بودن عناصر باهم هستیم. در یک طرح هنرمند با ایجاد ارتباط در شکل‌ها، فرم‌ها و خطوط متناسب با هم، همراه با بهره‌گیری از فضای منفی و مثبت، رنگ‌ها و بافت‌ها می‌تواند طرح و اثر تجسمی متناسبی را ایجاد کند و نتیجه ایده‌آل خود را کسب کند.

در رابطه با تناسبات یکی از مواردی که احتمالاً زیاد شنیده‌اید تناسب طلایی یا نسبت طلایی است که در گذشته بسیار از آن استفاده می‌شده و در حال حاضر هم همچنان برخی از هنرمندان از آن استفاده می‌کنند. هنرمندانی که نسبت طلایی استفاده می‌کنند معتقدند که این مسئله موجب بالارفتن جنبه زیباشناختی اثر می‌شود.

برای مثال؛ در تصویر زیر ساده‌ترین نوع تناسب میان عناصر موجود را مشاهده می‌کنیم. علارغم تفاوت ابعاد و تعداد شکل‌ها، ساختار و رنگ‌ آنها به صورتی است که با یکدیگر تناسب لازم را دارند.

تناسب - Proportion

تعادل (Balance)

هر عنصر بصری که در صفحه وجود دارد، دارای وزن بصری مختص به خود است که این وزن بصری می‌تواند تحت تاثیر اندازه، رنگ، بافت و غیره باشد. در اصل تعادل، بررسی می‌شود که دو یا چند بخش از صفحه یا فضا با همدیگر وزن یکسان و مشابه داشته باشند. تعادل به دو صورت وجود دارد: تعادل متقارن و تعادل غیرمتقارن.

  • تعادل متقارن: در تعادل متقارن بر اساس این محورهای افقی، عمودی و مورب صفحه و فضا به دو قسمت تقسیم می‌شود و عناصر در این دو قسمت به صورت یک شکل یا هم وزن قرار می‌گیرند.
  • تعادل غیر متقارن: در این نوع تعادل محورها مشخص کننده محورها در صفحه نیستند بلکه انرژی و ساختار عناصر است که وجود تعادل در اثر را تعیین می‌کند.
تعادل - Balance

تقارن (Symmetry)

همینطور که مشخص است تقارن به تقسیم مساوی عنصر یا عناصر بصری در فضای مشخصی مثل صفحه اشاره دارد. تقارن می‌تواند تقسیم مساوی فضا با انعکاس یک عنصر یا وزن بصری برابر عناصر موجود در صفحه باشد. در مقابل با نبود این حالت عدم تقاون ایجاد می‌شود. در تصویر زیر تو شکل یکسان با اندازه و رنگ مشابه را مشاهده می‌کنید که به نوعی منعکس شده‌اند و تقارن بصری دارند.

تقارن - Symmetry

تمایز یا تضاد (Contrast)

برای ایجاد تنوع در طرح از اصل تمایز (تضاد) بهره گرفته می‌شود. این کار با استفاده از ایجاد تفاوت در فرم‌ها و شکل‌ها، چیدمان‌ها، رنگ‌ها، بافت‌ها و … انجام می‌شود. در یک اثر تجسمی با استفاده از اصل تضاد، در عین حال که به تکنیک‌های مختلف تفاوت میان عناصر ایجاد می‌شود، ارتباط منطقی و تفکر شده‌ای را میان اجزا و عناصر مختلف ایجاد می‌کند که به بیان یک مفهوم ختم می‌شود.

استفاده از مفهوم تضاد (Contrast) اگر تفکر شده باشد می‌تواند بسیار کارآمد است. در طراحی گرافیک و دیگر هنرهای تجسمی عدم توجه و استفاده از تضاد معمولا باعث یکنواختی بیش از حد می‌شود و در نهایت عدم تأثیرگذاری و عدم جذابیت اثر را به همراه دارد.

سلسه مراتب (Hierarchy)

در طراحی گرافیک رعایت سلسه مراتب (Hierarchy) از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، عناصر باید به شکلی در طرح قرار گیرند که سطح اهمیت هر یک از آنها به راحتی قابل تشخیص باشد. رعایت سلسله مراتب امری ضروری است و به نحوی انجام می‌شود که مسیر بصری مخاطب را تعیین می‌کند.

قاعدتاً مخاطب ابتدا باید عنصر اصلی را ببینید و سپس به عناصر کم اهمیت تر توجه کند، بر همین اساس ساده‌ترین کار برای ایجاد این مفهوم استفاده از اندازه مختلف برای ایجاد سلسه مراتب است. برای این کار کافی است عنصر اصلی شما بزرگ‌تر از باقی عناصر شما باشد تا بیشترین توجه را به خود حلد کند.

سلسله مراتب - Hierarchy

تکرار (Repetition)

همینطور که از معنی کلمه تکرار مشخص است، این مفهوم به تکرار چندباره یک عنصر اشاره دارد. این کار عموماً برای ایجاد یکپارچه‌‌سازی و نظم در طرح انجام می‌شود که با تکرار یک فرم، رنگ یا دیگر عناصر بصری صورت می‌گیرد. در بسیاری از موارد از تکرار برای ایجاد ریتم در طرح و اثر هنری بهره گرفته می‌شود.

تکرار - Repetition

ریتم یا ضرب آهنگ (Rhythm)

در هنر ریتم (Rhythm) معنای بصری دارد که از تکرار منظم و متوالی یک عنصر بصری به وجود می‌آید. به نوعی ریتم زیرشاخته مفهوم تکرار است که در طرح به نوعی وظیفه انتقال احساس حرکت را نیز بر عهده دارد. ریتم‌ها با ساختار‌های مختلفی وجود دارند که هر کدام مفهوم و بیانی خاص را القا می‌کنند.

انواع ریتم بصری عبارت است از:

  • ریتم یکنواخت: یک عنصر به‌طور یکنواخت و متوالی تکرار می‌شود.
  • ریتم متناوب: یک عنصر با تغییرات متناوب تکرار می‌شود و در مسیر تکرار تغییر گاه به گاه دارد.
  • ریتم تکاملی: در این حالت تکرار یک عنصر بصری از حالتی خاص شروع می‌شود و نهایت به حالت دیگری می‌رسد، به‌طوری که نوعی رشد و تکامل را در مسیر مشخص به مخاطب نشان می‌دهد و همواره مخاطب را با خود همراه می‌کند.
  • ریتم موجی: در این نوع ریتم عنصر بصری در مسیر و حرکتی منحنی تکرار می‌شود و ضرب آهنگی مشخص را ارائه می‌دهد.
ریتم - Rhythm

حرکت

در هنرهای تجسمی، حرکت مفهومی بصری است که در هر چیزی ممکن است وجود داشته باشد و هر عنصری کم و بیش انرژی حرکتی مربوط به خود را داد، پس تفاوتی ندارد یک شکل ثابت باشد یا یک خط که مسیری را نمایش می‌دهند. به عنوان مثال مثلث یک شکل هست که حرکت در جهات مختلف را می‌تواند به نمایش بگذارد یا انرژی حرکتی را القا کند.

به طور کلی حرکت در حالت‌های زیر انجام می‌شود:

  • ایجاد حرکت به وسیله تکرار که با ریتم ایجاد می‌شود.
  • ایجاد حرکت بوسیله‌ی فرم‌های و عناصری که حرکت را القا می‌کنند، مثل فلش‌ها و خطوط راهنما.
  • ایجاد حرکت به وسیله برش با ایجاد الگوی و فرم حرکتی مثل لبه‌های تیز، ایجاد می‌شود.
  • ایجاد حرکت به وسیله محو کردن لبه‌های تصویر ایجاد می‌شود، مثل تصویر عکاسی شده یک ماشین با سرعت زیاد که قسمت‌هایی از ماشین در تصویر محو شده است.
حرکت - movement

اگر این مقاله را دوست داشتی
روی قلب زیر کلیک کن

10